<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="0.91">
	<channel>
		<title>Haftan</title>
		<link>http://www.haftan.com/</link>
		<description>Haftan.com</description>
		<generator>ASP-Rider Modular V1.1 - http://www.asp-rider.com/</generator>
<item><title>صورت پهلوی و اوستایی برخی واژه‌های فارسی امروز</title><link>http://haftan.com/language/?id=2147350269</link><description>یادداشت‌هایی از بررسی حرف «آ» در حدود ۷۰ صفحه از جلد ۱ کتاب برهان قاطع.</description></item><item><title>اتوریته‌ی ترجمه یا شورش در برابر اتوریته‌ها؟</title><link>http://haftan.com/language/?id=2147350121</link><description>وب‌سایت بی‌بی‌سی فارسی، نه فرهنگستان زبان و ادب پارسی ست نه خانه‌ی زبان‌شناسان و مترجمان زبده... انتظار می‌رود بی‌بی‌سی فارسی بداند کجا ایستاده است و از حد خود فراتر نرود. تعیین تکلیف کردن آن هم برای کسانی که در کار ظریف و دشوار ترجمه استخوان ترکانده‌اند، معنایی جز شتاب ندارد. [نقد داریوش محمدپور بر بخش آموزش روزنامه‌نگاری بی‌بی‌سی]</description></item><item><title>زبانی که پاک نیست</title><link>http://haftan.com/language/?id=2147350012</link><description>کتاب «زبان باز» برای بسیاری از خوانندگان یادآور کتاب «زبان پاک» احمد کسروی است و همانند آن کتاب تلاشی برای یافتن سرچشمه‌های بحران زبان فارسی است. حال بیراه نیست اگر بگوییم که ما حول یک دایره می‌چرخیم، گویی که از روزگار کسروی تاکنون به زبانی ناپاک و بسته نوشتیم و خواندیم و با وجود کسروی و آشوری و دیگران باز به همان زبان ناپاک و بسته، می‌نویسیم و می‌خوانیم... [چند پرسش از داریوش آشوری به مناسبت چاپ دوم کتاب «زبان باز»]</description></item><item><title>نامی اَنیرانی بر خودرویی ایرانی!</title><link>http://haftan.com/language/?id=2147349584</link><description>یادداشتی علمی و خواندنی در نقد نام‌گذاری خودروی مینیاتور، و ذوق زبان‌شناسی و واژه‌گزینی ایرانیان.</description></item><item><title>دش و دوستان!</title><link>http://haftan.com/language/?id=2147349535</link><description>در روزگار قدیم دوست من دُش برای خودش کسی که نه، اما لغتی بود. معنی هم داشت. معنی‌اش بود ضد و مخالف و چون آن زمان‌ها مردم ـ بر خلاف این زمان‌ها ـ چندان پیچیده فکر نمی‌کردند، برایشان واضح بود که مخالف یعنی بد و زشت و پلید. بر خلاف حالا که برایشان واضح است که مخالف یعنی پلید و بد و زشت... [روایتی از سرگذشتِ «دش» در زبان]</description></item><item><title>زبان دیوزدگی </title><link>http://haftan.com/language/?id=-825487162</link><description>دکتر محسن حافظیان: کتاب «زبان باز، پژوهشی در باره‌ی زبان و مدرنیّت» نوشته‌ی پژوهشگر نام آشنای ایرانی آقای داریوش آشوری است که نشر مرکز همین امسال در تهران به چاپ رسانده است. در آن چه در پی می‌آید، به نکاتی چند از درون‌مایه‌ی این کتاب می‌پردازم، هم برای ادای دین به آنانی که آموزگارم بوده‌اند و هم به پاسداشت زبانی که دل در گرو آن داریم...</description></item><item><title>چند ایراد واژگانی و مفهومی به «زبان باز» داریوش آشوری</title><link>http://haftan.com/language/?id=1422345253</link><description>داریوش آشوری برای توانمندسازی زبان فارسی کارهای فراوانی کرده است از جمله ترجمه‌های عالی و تهیه‌ی فرهنگ‌ها و واژه‌نامه‌ها و مقاله‌هایی در همین زمینه مانند کتاب «بازاندیشی زبان فارسی». اما کتاب «زبان ِ باز» از برخی لحاظ انتظار مرا از داریوش آشوری برنیاورد و گاه باعث دلسردی نیز شد. به خصوص که خود درباره‌ی کتاب گفته است که حاصل سی چهل سال کار و پژوهش من است. اما در گفتگو با مسعود لقمان بسیاری جاها خواننده را به نوشته‌های دیگرش ارجاع می‌دهد. یعنی به نظر من در این کتاب، شاید به خاطر شتاب در انتشار، برخی نکته‌ها مبهم است یا به خوبی بدانها پرداخته نشده است. بهتر بود برخی نکته‌های پردامنه به خاطر فشرده بودن کتاب اصلا مطرح نمی‌شد مانند داستان روشنفکری ایرانی و یا افتخار به زبان فارسی و زیبایی‌های آن. </description></item><item><title>به ستبری سنگ، به نغزی گل </title><link>http://haftan.com/language/?id=126960080</link><description>دکتر میرجلال‌الدین کزازی: پارسی، این زبان شکرین و دلاویز که یکی از فرهنگی‌ترین زبان‌های جهان است و درخشان‌ترین، مایه‌ورترین سامانه‌ی ادبی جهان در آن پدید آمده است، در این روزگار با دشمنی سخت نیرومند و زیان‌کار روبه‌روست که فناوری رسانه‌ای است. فناوری رسانه‌ای که حتا تا نهان‌گاه خانه‌های کسان راه جسته است، زبان‌های بومی را که پیشینه‌ای دیرینه و چندهزار ساله دارند، می‌فرساید؛ می‌کاهد؛ از تاب و توش می‌اندازد؛ تا سرانجام آن‌ها را یکسره از میان بردارد...</description></item><item><title>ترهی نو دراندازیم!</title><link>http://haftan.com/language/?id=1229632705</link><description>من دلم می‌خواهد قرن بیست‌ویکمی فکر کنم. دوست دارم فکر کنم دردی نیست که درمان نشود. دوست دارم فکر کنم شاید زبان‌مان معایب ذاتی ندارد، ماییم که معایب ذاتی داریم. تسلیم و بی‌اعتنایی معایب بزرگی هستند. ما مثل آدم‌هایی هستیم که یک عمر با یک درد موروثی زندگی کرده‌اند، آنقدر که دیگر حسش نمی‌کنند. دیگر اهمیت نمی‌دهند اگر بقیه هم دچار این درد شوند و چه بسا که حتا دوستش دارند. درست است! اصلاح خط کار آسانی نیست... [مقاله‌ای درباره ضرورت اصلاح خط]

</description></item><item><title>گفت‌وگویی با داریوش آشوری</title><link>http://haftan.com/language/?id=-924680848</link><description>اندیشیدن به معنا و ماهیت مدرنیت از سویی و گرفتاریِ ما در چنبره‌ی رابطه با آن، از دگر سو ذهن و ضمیر بسیاری از روشنفکرانِ ما را به خود مشغول کرده است. یکی از این روشنفکران داریوش آشوری‌ست که تاثیر چند دهه‌ای حضور او در فضایِ روشنفکری ایران غیرقابل انکار است. داریوشِ آشوری کوشش‌هایِ نظری خویش را در مکتبِ زنده‌یاد خلیل ملکی آغاز کرد و با گذر از کنش‌های سیاسی، اجتماعی، ادبی و فلسفی، اکنون در «خانه‌ی‌ وجود» یعنی عرصه‌ی زبان، به تعبیر مارتین هایدگر، به سر می‌برد و کوششی خستگی‌ناپذیر از دهه‌های پیش برای بالا بردن سطح گفتمانی پیرامون مباحث زبانی در ایران آغاز کرده که کتاب‌هایی چون «فرهنگ علوم انسانی»، «بازاندیشی زبان فارسی» و «زبانِ باز» دستاورد این کوشش‌ها و کنش‌هاست. به‌هر روی می‌توان با دیدگاه‌های آشوری موافق بود یا مخالف؛ ولی هرگز نمی‌توان او را نادیده گرفت.</description></item><item><title>«نگاه»؛ شعری عاشقانه به فارسی سره</title><link>http://haftan.com/language/?id=1551855545</link><description>شادروان رعدی آذرخشی: در آن جلسه نیز مطالبی در تأیید عقاید گروه دوم می‌گفتم که غالباً مورد تصدیق مرحوم فروغی واقع می‌شد. در این اثنا، سرلشگر نخجوان که از اظهارات مخالفان بر‌آشفته بود‌، رو کرد [به من] و گفت علت این‌که شما با فارسی سره مخالفت می‌کنید این است که نمی‌توانید حتی دو سطر که کلمه‌ی عربی نداشته باشد، بنویسید... [داستان چگونگی سروده شدن این چکامه] </description></item><item><title>تلطیف آواییِ یکسانِ دو واژه؛ تیشتر و تیگره</title><link>http://haftan.com/language/?id=81211861</link><description>دکتر رضا مرادی غیاث‌آبادی: در زبان فارسی معانی گوناگونی برای واژه‌ی «تیر» آمده است. تا آن‌جایی که موضوع این گفتار است، واژه‌ی «تیر» در زبان فارسی برای نامیدن سیاره‌ی عطارِد، ستاره‌ی شباهنگ (شِعرای یَمانی)، ماه نخست تابستان، روز سیزدهم ماه و نیز به معنای خدنگ، ناوک، آنچه با کمان انداخته می‌شود، و عموماً تندی و تیزی و شتابندگی به کار می‌رود. شباهت املایی و معناییِ این واژه‌ها‌ موجب شده که لغت «تیر» در آثار بسیاری از نویسندگان، دست‌کم در دو مفهوم کاملاً جداگانه دچار اختلاط معنایی شوند و به جای یکدیگر به کار ‌روند...</description></item><item><title>زبان فارسی و هجوم کلمات خارجی </title><link>http://haftan.com/language/?id=-999810767</link><description>محمدشریف شایق: چیزی که در این نوشته می‌خواهم به آن بپردازم، سرازیر شدن موجی از کلمات زبان‌های بیگانه به زبان فارسی در شرایط کنونی افغانستان است که می تواند مایه‌ی نگرانی باشد زیرا تدوام چنین وضعیتی می تواند ضربه‌ی سختی به زبان فارسی وارد کند، زیرا واژه‌های فعال این زبان به مرور زمان به فراموشی سپرده می‌شوند و جای آن‌ها را واژه‌های زبان بیگانه می‌گیرد. چنانکه امروزدرافغانستان دیده می‌شود، کاربرد کلمات زبان انگلیسی به جای واژه‌های فارسی دری نوعی افتخار پنداشته می‌شود، برخی‌ها فکر می‌کنند که استعمال واژه‌های انگلیسی به جای کلمات فارسی دلالت بر ترقی فکری آنان می‌کند... </description></item><item><title>دفاع از زبان فارسی</title><link>http://haftan.com/language/?id=-1775887567</link><description>امروز که دولت ایران از قدرت سیاسی و اقتصادی سابق محروم شده و دیگر به این وسایل نمی‌تواند در خارج از حدود کشور حامی و مدافع زبان و ادبیات فارسی باشد و در این میدان با دیگران مبارزه کند و غالب باشد، تنها پشتیبانی که برای زبان و ادبیات ما به جا مانده همان سابقه‌ی درخشان و قدرت معنوی آن است و این سابقه هم نمی‌تواند عامه را تحت تاثیر قرار دهد... [بازنشر مقاله‌ای از عباس اقبال آشتیانی]</description></item><item><title>از زبان‌شناسی ساخت‌گرا تا روایت‌شناسی</title><link>http://haftan.com/language/?id=2115405093</link><description>رهیافت‌های نخستین زبان‌شناسی کار را با عبارت آغاز می‌کردند و بعد، در چارچوب همین عبارت کوتاه، به بررسی روابط دستوری و زبانی می‌پرداختند تا به معنا برسند. اما بعدها و در مسیر گفتمانی شدن تحلیل، کوشیدند تا واحد مطالعاتی را بزرگتر کنند و از این رو دیگر نه روی تک عبارت، که در گستره‌ی یک بند، یک بخش و یک کتاب کار کردند و... [گزارش کامل کارگاه دکتر علی عباسی در نقش جهان] </description></item></channel></rss>